- صدرالدین محمد الشیرازی، کسراصنام الجاهلیه،تصحیح:محسن جهانگیری،بنیاد حکمت اسلامی صدرا،زمستان،1381

این کتاب توسط محسن بیدارفربه فارسی برگردانده وانتشارات الزهرادرسال 1366به زیورطبع آراسته است.پیش ازمعرفی کتاب به استحضار خوانندگان می رسانم که ملا صدرا با اینکه بیشترسرگرم مباحث فلسفی وتاحدودی تفسیری وحدیثی بود اما بسیاری ازاندیشه های فلسفی اوازصفای باطن وضمیروارسته اش زایید.گرایش عرفانی وی به حدی گسترده است که با کمال جسارت، عقل آدمی را برای رسیدن به درک حقایق کافی ندانسته وقیاس پاره ای ازفلاسفه راعقیم می داند وبرترجیح معرفت شهودی برمعرفت استدلالی تصریح می کند وکسانی را که علم غیبی لدنّی مورد اعتماد عرفا وسالکان راانکار می کنند، منتسبان به علم معرفی کرده وعرفان را ازسایر علوم محکم تروقوی تر می‌شمارد.  حتا ملاصدرا دربسیاری ازنگاشته های خود، نام برخی ازاهل ذوق وعرفان مانند بایزید بسطامی، حلاج،ابن فارض،عطار،مولوی،غزالی،ابن عربی رامی برد.  پس ملاصدرا با عارفان راستین وعرفان حقیقی موافقت کرده وبا بهره گیری ازاساتیدش مانند: شیخ بهایی ومیرداماد ومیرفندرسکی به سیروسلوک می‌پرداخت.با وجود این رویکرد،ملاصدرا به شدّت با تصوّف دروغین وریا کاران جاه طلب مخالفت ورزیده وکتاب کسراصنام الجاهلیه یعنی،شکستن بت های جاهلیت را می نگارد.و به انتقاد ازصوفیان دروغین می پردازد. البته رویکرد نقادانۀ ملاصدرابه جریان تصوّف اختصاصی به وی نداردو درمیان صوفیان گذشته مانند ابوالقاسم قشیری(متوفای465ق) دررسالۀ قشیریه وابوحامدغزالی(متوفای505ق) دراحیاء علوم الدین وابن عربی( متوفای638ق) درفتوحات ومولوی(متوفای 672ق) درمثنوی وسعدی شیرازی(متوفای691)وحافظ شیرازی(متوفای790ق) درغزلیات، رویکرد نقادانه به صوفیان دروغین داشته اند. برای نمونه حافظ دردیوانش می سراید:                   

      نقد صوفی نه همه صافی وبی غش باشد          ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

رسالۀ کسرالاصنام الجاهلیه به تعبیردکترجهانگیری، کتاب درسی بوده وشایسته است این رساله به صورت کتاب درسی عرفان اسلامی درمدرسه ها ودانشگاه هاتدریس شود.زیراخلاصه وعصاره ای ازعرفان اسلامی است که درعین انتقاد ازتصوّف دروغین ونشان دادن ناهنجاریها،نابسامانیها،نقطه ضعف ها وموارد منفی آن، عرفان وتصوّف صحیح را آنچنانکه عارفان وصوفیان بزرگ عالم اسلام تصور کرده، بامبانی دینی سازگاریافته وپذیرفته اند،تعلیم می دهد وگاهی هم تعلیمات خود رابا نقل احادیثی ازاهل بیت عصمت وطهارت، که درکتب روایی شیعۀ امامیه آمده، تأیید می نماید.و این رهیافت به قدروشرف ووزانت ومنزلت رساله می‌افزاید.

نگارنده، فراموش نمی کند که وقتی نگرانی خودراازوضعیت فرقه های صوفیه معاصروفعالیت گستردۀ آنها به علامه جوادی آملی مطرح می کرد،معظم له همین پیشنهادرابه حقیردادند وفرمودند درمناطقی که این فرقه ها فعالیت می کنند کتاب کسراصنام الجاهلیه را برای طالبان علم وحقیقت تدریس کنید.

این رساله به تصریح صدرالمتألهین، دراوایل  ماه شعبان 1027 قمری به پایان رسیده است."قدتمت کتابته بید مؤلفه فی اوائل شهرشعبان المعظم لعام سبع وعشرین بعد الالف"  بنابراین، نویسنده این کتاب را درسن چهل وهشت سالگی درکهک قم، نگاشته است. این کتاب دریک پیش مقدمه درآغازرساله ویک مقدمه وچهار مقاله ویک خاتمه تنظیم شده است.ملاصدرا درآغاز رساله، پس ازحمد وثنای الهی ودرود به سید اولین وآخرین وخاندان برگزیده اش ازدوران معاصرخود وپراکندگی تاریکی ها ونادانی ونابینایی ها درشهرها شکایت می کند. ومدعیانی که خودرا ابدال واوتاد معرفی می کنند وبدون بهره گیری ازقرآن وسنت،مطالبِ بی معنا بافته، مذمّت می نماید.وی می گوید:"نفوذ این فریبکاران تاآنجا است که بعضی صنعتگران وپیشه وران، پیشۀ خود رها کرده وروزگاری به ملازمت این مدعیان دروغین می پردازند وسخنانِ ساخته وپرداختۀ اینان را فرا گیرند، تادیگرعوام را چه رسد."   وی، بیشترین سبب پیدا شدن اشتباهات و وسوسه های شیطانی درقلبهای این گروه رادوچیزمی داند: نخست، گروهی به مجاهدت ها وچله نشینیها شروع کرده وبه لباس صوفیان درآمدند وازمریدان بیعت می گرفتند ومقام ارشاد وهدایت رابه خود نسبت می دادند، بدون اینکه، دانش خداشناسی وصفات وافعال الهی ونبوت ومعاد رادر خود مستحکم سازند.ودوم، شعبده ونیرنگ هایی که به عنوان کرامت وخوارق عادت برای مردم آشکارمی کنند  ملا صدرا درپایان پیش مقدمه می نویسد: "چون مشاهده کردم که نابودی این شرّ، کارمهمّی دردین است ورفع وازالۀ این شبهه ازقلوب متعلمان ومبتدیان ، امر عظیمی است؛ ازخداوند طلب خیر نمودم ودرنابودی وسوسه‌ها وشبهات ... برای تقرب به خدا وتوسل به اولیا شریعت حقه ورؤسای عصمت وهدایت شروع کردم. ونام آن را کسراصنام الجاهلیه گذاشتم"

صدرالمتألهین درمقدمۀ این کتاب،به مطالبی اشاره می کند که برای خوانندگان ضرورت دارد. ازجمله اینکه انسان ازدوجوهر نورانی وظلمانی یعنی نفس وبدن تشکیل شده وحصول کمال انسانی به علم وعمل مبتنی است ودانشی که برتری انسان ازحیوانات راتضمین می کند شناخت خدا وصفات وافعال الهی وکتاب های آسمانی وعلم به قیامت ونفس انسانی وکیفیت کمال او است وچنین کمال علمی تنها ازطریق ریاضت های شرعی وعلمی با شرایط خاصی به دست می آید.این مطلب مهّم با بیان مثال آینه وحجاب های نفس وموانع معرفت تبیین گشته است  مقالۀ اول رساله کسراصنام الجاهلیه، دربیان این مطلب است که هیچ مرتبه ای نزد خداوند بالاتر ازمعرفت به ذات وصفات و افعال الهی نیست واینکه عارف همان عالم ربانی است وهرکسی که عالم تر است، عارف‌ترونزدیک‌تردرنزد خداوند است. واگرکسی درعبادات شرعیه کوتاهی کند،به عبادات حکیمانه هم نایل نمی‌گردد.ودرآن صورت،اگربه ریاضتهای سلوکی ومجاهدت های صوفیانه بپردازد،هم خود رابه هلاکت رسانده وهم دیگران را به هلاکت می رساند.وگمراه وسرگردان می سازد.وکسانی که دراین زمان برای خود مقام ارشاد وخلافت قایل است، جملگی احمق ونادان هستند. وگمان می‌کنند که صورت های ادراکی راباید منتفی ساخت.پس نادانی وبزرگ نمایی وتکبّر وسایراعتقادات پست،آتش هایی هستند که درنفوس آنها شعله می افکنند.ملاصدرا درفصل دوم ازمقالۀ اول به بطلان شطحیات متصوّفه وبیان آسیب های آنها برای مسلمانان می پردازد.وتوصیه می کند به مخاطبان که از مجالست با این طائفۀ نادان پرهیزنمایند.کیستی صوفی وحکیم،فصل سوم این مقاله است که به پاکیزگی عقول آنها به آداب شرعی وفلسفی واخلاق پاکیزه اشاره می کند ومی‌فرماید:عارف وحکیم حقیقی کسی است که حقایق الهی ومعالم ربوبی را به صورت برهانی ویقینی بپذیرد.به گونه ای که ذره ای گرفتار شک وشبهه نشود.وبه زهد حقیقی وتهذیب اخلاق وتطهیرملکات اتصاف یابد. مقالۀ دوم درهشت فصل، به غایت نهایی درعبادات بدنی وریاضت های نفسانی برای انسان که عبارت ازتحصیل معارف واکتساب علوم است، می پردازد.معارف وعلوم ربانی که اهمال وجهل درآنها مستلزم بدعاقبتی وهلاکت سرمدی است. واما غایت حقیقی انسان، عبارت ازعلم الهی وفن ربوبی است که درحقیقت مخدوم سایر علوم است.علوم واحوال واعمالی که منبع تحقّق مقامات وملکات می باشد. وفایدۀ اصلاح اعمالی همچون نماز وروزه و... اصلاح حال قلب به زایل کردن ومرضهای باطنی وزدودن صفات ناپسند است. زیراملکات نفسانی ازرفتارانسانها پدید می‌آید.واما غرض ازآفرینش، عالم ربانی شدن است.وبد عاقبتی، زاییدۀ اعتقادات واعمال است. علامت دوستداران خداوند وصفات آنها فصل پایانی این مقاله است که مرگ ووصول ولقای الهی رایکی ازنشانه های آن می شمارد. مقالۀ سوم در نُه فصل به صفات ابرارواهل عمل که مرتبۀ پایین تری ازمقرّبان دارند،اختصاص یافته است.وراههای تصفیه را درانجام وظایف عبادت واستمراربرعدالت ونابود ساختن وسوسه ها وعشق وشوق الهی به عنوان مبدأ اعمال صالح معرفی می کند. وتنها عارف راکسی می داندکه خداوند سبحان راعبادت می کند.ملا صدرا دراین مقاله به چگونگی تناسب ظاهر وباطن ومواد غذایی وآشامیدنی جسم وبدن ودرنهایت، به بیان غرض افعال واعمال انسانی وغایت درعبادات وطاعات شرعیه می پردازد.وعلّتِ شقاوت اخروی توسط اعمال زشت وناپسند وسبب متمایزنبودن میان اشرارواخیاررا بیان می نماید مقالۀ چهارم درپنج فصل به موعظه های حکیمانه ونصیحت های عقلی وخطابه های روحانی پیرامون مذمّت دنیا واهل آن می پردازد که برای قلب سلیم وعقل مستقیم منفعت دارد وبرای آنان که فاقد حیات عقلیند مانند حیوانات وحشرات فایده ای ندارد. وخاتمه نیز به سالکان راه نجات، مخاطبان کتاب خود وغرض ازنکوهش های دنیا ودنیا دوستی رامعرفی می کند.وچهارحجاب مال ومقام وتقلید ومعصیت را بیان می سازد.